السيد الطباطبائي
260
مجموعه رسائل ( فارسى )
بينديشيد و همانا اين كتاب نزد ما در لوح محفوظ بس گرانقدر و مستحكم است . 4 . « فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ * وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ * إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ * فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ * لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ » ؛ « 1 » سوگند به مواقع نزول ستارگان [ يا آيات كريمهء قرآن ] « 2 » كه اگر بدانيد ، سوگندى بس بزرگ است . همانا اين قرآنى گرامى و ارجمند است كه در لوح محفوظ ثبت است ، و جز پاكان كسى با آن تماس پيدا نكند . اين آيات و آيات مشابه ديگر ، بيانگر آن است كه معارف و حقايق قرآن كريم بر اصولى ثابت و استوار متكى است ، و هرگز دستخوشِ تغيير و تحول نشود . با توجه به نكات ياد شده ، مىتوان چنين نتيجه گرفت كه هر چند واژهها و زبانها ساخته و پرداختهء قريحهء آدمى است ، ولى دليلى ندارد كه سخنى فوق توانايى انسان يافت نشود . همانطور كه فى المثل ، لازم نيست سازندهء شمشير يا نرد و شطرنج ، و يا فلود ، از همهء شمشيرزنان ، يا نرد و شطرنج بازان ، و يا فلود نوازان ماهرتر و چيره دستتر باشد . بنابراين ، ممكن است شمشيرسازى در شمشيرزنى از همه عاجزتر باشد ، و خود با همان شمشير از پاى درآيد ؛ يا سازندهء شطرنج از هر شطرنج باز ديگرى شكست بخورد ؛ و يا سازندهء فلود اصلًا نتواند فلود نوازد . حال مىگوييم با اين كه انسان واضع لغات و واژگان هر زبانى است ، ولى هيچ مانعى ندارد كه خداوند همان لغات را در قالب عباراتى به كار برد كه انسان از آوردن نظير آنها ناتوان باشد . همچنين روشن شد كه بلاغت - به معناى واقعى كلمه - وقتى براى انسان حاصل مىشود كه وى اولًا : به تمامى امور واقعى احاطه و آگاهى كامل داشته باشد ، و ثانياً : الفاظ را طورى تنظيم كند كه عيناً منطبق بر واقعيت باشد ، و همهء صورتهاى ذهنى
--> ( 1 ) . واقعه ، آيات 75 - 79 . . ( 2 ) . مستفاد از ترجمهء قرآن مجيد ، به قلم دانشمند فقيد ، حاج شيخ مهدى الهى قمشهاى است . براى اطلاع بيشترمىتوان رجوع كرد به : آخرين بخش از كتاب حاضر ، تحت عنوان : « تحدى قرآن به همهء معارف گرانقدر آن » ، پاورقى موجود در ذيل آيهء شريفهء « أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ . . . » ، ( يونس ، آيه 38 . ) .